کلمات

“شاید هر چه را  که می اندیشم، نگویم اما قطعن درباره هر چه می گویم اندیشیده ام.”

گابریل گارسیا مارکز

۱ دیدگاه

بدون شرح!

محمود احمدی نژاد در اجتماع مردم اهواز گفت: “در صورت فراهم شدن ساز و کار هدفمندکردن يارانه‌ها؛ ظرف سه سال آينده در کشور، بيکار و فقير پيدا نخواهد شد” (منبع :ایرنا)

نوشتن دیدگاه

ناکارامدی تحریم های اقتصادی

تحریم اقتصادی هم همانند ابزارهایی چون محدودیت بازرگانی، قیمت گذاری، سیاست های دستوری و… یک ابزار غیراقتصادی است. با این تفاوت که ابعاد تحریم اقتصادی بین المللی است و آن دسته دوم در چارچوب اقتصاد ملی قرار دارد.
معمولن این سیاست ها برای نتیجه گیری های کوتاه مدت مطلوبند اما در بلند مدت کارایی خود را به طور کامل از دست می دهند و جالب تر اینکه اگر مدت زمان آن بسیار طولانی شود فعالان بازار با ابداع روش های جدید تجارت خود را ساده تر نیز می کنند.
مثال بارزی که موجد این نوشته شد تحریم های مالی و بانکی ایران از طرف آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و تقریبن تمام اقتصادهای بزرگ دنیاست( در واقع همه کشورها به جز کره جنوبی،سوئد و اتریش)
در سپتامبر 2006 ابتدا ایالات متحده دست به تحریم دلاری ایران زد به طوریکه ظرف سه ماه تقریبن پرداخت و دریافت دلار توسط بازرگانان غیر ممکن شد(البته به جز هند) ظرف یک سال دامنه این تحریم چنان گسترش پیدا کرد که تقریبن تمام بانک های بزرگ جهان ارتباط مالی خود را با ایران قطع کردند و نهایتن در مارس 2008 با ورود بانک های چینی به این دایره ارتباط بانکی ایران با دنیا تقریبن به حالت تعلیق درآمد.
اما امروز و در ژانویه 2010 آیا مشکل جدی برای ارسال یورو به اروپا، پوند به انگلیس، …و حتا دلار و به ایالات متحده و کانادا وجود دارد؟ جواب بسیار ساده است. خیر
رشد سریع صرافی ها و ارتباط غیر بانکی با صرافی های خارج از کشور سبب شده که طی چهار سال امروز امکان داد و ستد مالی حتا باکشورهایی که پیش از این از طریق بانکی امکان آن فراهم نبود نیز فراهم شود. این شبکه بعید نیست که در آینده ای نه چندان دور رقیب جدی بانک ها برای نقل و انتقالات ارز شود.
خلاصه آنکه تحریم اقتصادی هم همانند سایر ابزار غیراقتصادی در بلندمدت ناکاراست چرا که در اقتصاد سود تعیین کننده روش کار کارگزارن اقتصادی و حاکم بر بازار است نه دستور.

نوشتن دیدگاه

آیت الله منتظری درگذشت.

گاهی اینقدر حرف برای گفتن و نوشتن هست که دلم می خواد فقط به یه بهانه ای از زیر نوشتن در برم. معمولن در این اوقات خودم رو فقط با تصاویر و خاطراتی که در ذهن دارم سرگرم می کنم؛ عکسی که در کنار عکس امام در اتاق پذیرایی مون بود، اولین سوال کودکانه ای که از بابا درباره منتظری پرسیدم، مراسم تشییع جنازه امام که جای یک نفر خالی بود، بحث هایی که همه در دفاع از حقوق انسانی بود و هیچ وقت بوی مصلحت اندیشی نمی داد، سلامت نفسی که همیشه می ستایم و …
اما تا دیشب شوخ طبعی این مرد بزرگ رو ندیده بودم و چیزی که شنیدم و بسیار در محیط علمی و آکادمی ایران قابل تامله: “من حقم بود با این هوشم خیلی چیزهای بیشتری یاد بگیرم اما مربی خوبی نداشتم تازه رفته بودیم حوزه سر این جلسه، اون جلسه هی به غیبت پشت سر این مجتهد اون مرجع می گذشت. اگه من یه مربی خوب داشتم خیلی باید از این چیزی که الان بلد هستم یاد می گرفتم”
این حرف رو کسی می زنه که در حوزه علمی و تخصصی خودش سرآمده و به لحاظ علم و دانش هیچ تشکیکی برش وارد نیست.

واقعن دلم گرفته…

اما خیالت را هنوز فراگرد بسترم حضوری به کمال بود
از آن پیش تر که خواب ام به ژرفاهای ژرف اندر کشد
گفتم اینک ترجمان حیات تا قیلوله رابی بایست نپنداری
آن گاه دانستم که “مرگ” پایان نیست.

(2) دیدگاه

پل ساموئلسون درگذشت.

پل ساموئلسون هم از دنیا رفت؛ با تصویری از همون عکس سیاه و سفید کتاب مارک بلاگ و کتاب دو جلدی “علم اقتصاد” چاپ بنیاد فرهنگی پهلوی- در کتابخونه عموزاده ام و همه کتابخونه های اقتصاد خونده قدیمی- در ذهنم.
برای من از اون دسته آدمهایی بود که اگرچه با عقایدشون سر سازش ندارم اما برام
فوق العاده قابل احترامند حتا بیش از آدمهایی که عقاید امروزم رو از تفکرات اونها به ارث بردم.

نوشتن دیدگاه

شوخی مدیریت بحران در ایران!

+ معاون وزیر کشور دیروز در مصاحبه با خبر 20:30 گفت: “اگر فرض بگیریم که در ایران 1000 بیمارستان وجود دارد، از این 1000 تا 800 تا در برابر زلزله مقاوم سازی نشده اند. یعنی حدود 90% از بیمارستان های ما در مقابل زلزله آسیب پذیرند.”
از گاف محاسباتی که بگذریم عمق مطلب فاجعه بارتره. این مطلب در کنار این آمار قدیمی که وزارت مسکن و شهرسازی اعلام کرده بود؛ اگر زلزله ای 6/2 ریشتری در تهران رخ دهد 60% ادارات و مراکز عمومی تخریب خواهند شد.
واقعن جای تامل نداره؟

نوشتن دیدگاه

پساسرمایه داری؛ بخش چهارم

نوشتن دیدگاه

افزایش ثروت یا تقسیم بی پولی؟

دکتر شاهمرادی مطلب کوتاه و بسیار ظریفی در سرمقاله دنیای اقتصاد امروز داره.
کمتر از سه دقیقه وقت می بره. بخونیدش.

نوشتن دیدگاه

قیمت زمین به صفر رسید.

بالاخره نمردیم و فهمیدیم چه جوری آقای نیکزاد قیمت زمین را به صفر رساند؛ ساخت و ساز روی پشت بام.
اصلن کار ندارم به اینکه چند درصد از ساختمانهای کشور استحکام لازم را دارند (با در نظر گرفتن این موضوع که کلن ایران زلزله خیز است) یا اینکه اساسن حتا ساختمانهای دارای استحکام برای ساخت واحدهای اضافی بر پشت بام مجددن باید تقویت شوند که مقرون به صرفه نیست (خوشبختانه در این موضوع تجربه شخصی دارم و می دانم که به خصوص در مناطق شمالی تهران تخریب کامل و ساخت جدید ساختمان خیلی به صرفه تر است) و اصلن معیارهای این استحکام ساختمان ها چیست (که بالاخره هر چه باشد بالاخره قیمتی دارد که حل شدنی است) و …
اما سوال من این است؛ این همه مراکز تحقیقی عریض و طویل وابسته به وزارت مسکن ( مثل مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، دفتر برنامه ریزی و اقتصاد مسکن و …) یک گزارش یک صفحه ای برای جناب وزیر تهیه نکردند که مثلن این طرح(؟) چند درصد از مشکلات بخش مسکن رو در ایران حل می کنه؟
……….
پی نوشت: این وام 15 میلیون تومانی اش که دیگه شاهکاره.

نوشتن دیدگاه

امنیت و سرمایه گذاری مستقیم خارجی

در جلسه دوره ای که چند هفته پیش موضوعش پیرامون طالبان بود، یکی از دوستان از قول نویسنده ای یا خودش (دقیقن خاطرم نیست) گفت که در زمان شکل گیری کشورهای منطقه خاورمیانه و شبه جزیره هند، بریتانیا به نحوی عمل کرده که هیچ کدام از این کشورها به لحاظ مذهبی و قومی یکپارچه نباشند و هیچ گاه آرامش مطلق رو تجربه نکنند. من شخصن خیلی به این نوع دیدگاه اعتقادی ندارم اما واقعیت منطقه اینه که به طرز عجیبی دارای کشورهای غیر یکپارچه است؛ از هند گرفته با هندوها و مسلمانان و بودایی ها و… تا افغانستان با تعدد قبیله ای تا کردهایی که بین سه کشور تقسیم شدند و … بحرین و یمن و عربستان و…
کوچکترین تنشی تبدیل به شعله ور شدن آتش زیر خاکستر می شه و مثالش هم همین اختلاف ایران و عربستان سر قضیه شیعیان یمن.
ظاهرن تنها استثنا این منطقه امارات متحده عربیه. هفت اقلیم کوچک،خشک و بی حاصل در کنار سرزمین هایی پهناور و حاصلخیز و سرشار ار منابع طبیعی توانسته به راحتی بالاترین میزان جذب سرمایه گذاری خارجی رو داشته باشه و رشدی غیرقابل انتظار بکنه.
(حتا اگه ما دوست نداشته باشیم و حتا اگر به خاطر رکود جهانی چند مدتی رشدش کند شده باشه).
خلاصه اینکه خیلی ساده می خوام نتیجه بگیرم بحث سر هدفمند کردن یارانه ها یا قیمت نفت یا حتا مالکیت و سهم گاز از پارس جنوبی مشکلی از رشد اقتصادی ایران حل نمی کنه. تنها راه همون چیزیه که اوایل دهه هشتاد بین همه اقتصاددانهای ایران اجماعی نسبی سرش وجود داشت؛ سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) که لازمه اش امنیته.
اما تو این منطقه پرتنش، چطور می شه این امنیت رو فراهم کرد؟

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »