بایگانیِ دسامبر, 2011

اولین کریسمس در اتاوا (Merry Christmas)

صبح با این کابوس بیدار شدم که باید برم کلیسا. خوشبختانه این برنامه با اتفاق اشنایی بچه ها با یه زن تغییر کرد. به یه رستوران رفتیم که با عکس های مختلف الویس فضایی دهه هفتادی ساخته بود. ابتدا محیطش کاملن نااشنا بود اما کم کم تونستم ارتباط برقرار کنم و بفهمم که داره چه اتفاقی می افته. زنی که اشنای ما بود مدام در مورد چیزهای متفاوت باربط و بی ربط توضیح می داد. غذایی که سرو می شد غذای سنتی بوقلمون بود (بوقلمون و پوره سیب زمینی) غذایی که معمولن «روز شکرگزاری» هم خورده می شه. زن راهنما که اسمش نینا بود به همه توضیح می داد که این اولین تجربه کریسمس ماست و کسانی که اونجا به نحوی مشغول انجام دادن کاری بودن با رویی گشاده به ما تبریک و خوشامد می گفتن. در همین بین ساک های هدایایی هم دریافت کردیم که خودش داستان مفصلی داره و بعدن فهمیدم موضوعش چیه. بعد از خوردن دسر و قهوه اونجا رو به مقصد کلیسا ترک کردیم. اما باز هم خوشبختانه نفهمیدم که چه اتفاقی افتاد که برنامه به شرکت در یک رستوران دیگه (در واقع یک کلاب معروف به اسم Heart & Crown) در مرکز شهر تغییر کرد. ابتدا که می خواستیم وارد بشیم پیشخدمت دم در توضیح داد که امروز برنامه عادی نداریم و فقط غذا برای «بی خانواده ها» و «بی خانمان ها» داریم. با توجه به گپ کوتاهی که با مسئول اصلی برنامه در رستوران قبلی داشتم تازه فهمیدم که داستان چیه؛ در این روز تعداد خاصی از رستوران ها از حدود یک ماه قبل فراخوانی می دن برای تهیه غذا، دسر، میوه، هدیه برای بزرگسالان (که عمومن شامل جوراب، دستکش، کلاه، شال و لباس های گرم زمستانی می شه) و اسباب بازی برای کودکان و همچنین نیروهای داوطلب. در این روز که همه جا تعطیله (همه جا حتا فروشگاه های شبانه روزی 24 ساعته) این رستوران ها ضمن پذیرایی از سالمندان، ادم های تنها و بی خانواده، خانواده های کم درامد و بی خانمان ها در محیطی گرم که همه داوطلبانه مشغول کارند هدایایی رو به اونها می دن که زمستون رو خیلی سخت نگذرونن. تجربه یک پذیرایی گرم برای کسانی که در حالت عادی ازش محرومند هم برای میزبان، هم میهمان و هم برای اون هایی که تدارک این روز رو دیدن بسیار هیجان انگیزه.
این روز یکی دو نکته دیگه هم برای من داشت. اول اینکه اتاوا شهر بسیار مذهبیه کاملن جلب توجه می کرد. دوم این که مثل تمام روزهای مذهبی دیگه مشارکت صرفن محدود می شد به میانسالان و خانواده هایی که بچه های هفت هشت ساله داشتن. به معنای دیگه مشارکت جوانان در این روز مثل روزهای مشابه دیگه صفر بود. و اخر اینکه کانادا (و لااقل اتاوا) در زمان سال نو بدتر از ایرانه. اگه کار اداری داشته باشین حداقل دو هفته رو هوایید. چون اگه حتا سیستم کار کنه کاملن طبیعیه که مسئول کار شما مرخصی رفته باشه و شما باید تا برگشتنش صبر کنین.
در تمام این مدت که حدود پنج ساعت طول کشید راهنمای ما نینا مرتب داشت حرف می زد که البته بعضی از گفته هاش با توجه به تجربیات من در این مدت در کانادا دلیل نوشته های بعدی من بشه.

25 دسامبر 2011 at 20:01 بیان دیدگاه

اثر تحریم بانک مرکزی بر اقتصاد ایران

من نمی دونم واقعن ساده و راحت حرف زدن چقدر سخته که بعضی از مسئولین و سیاستمداران ایران ترجیح میدن یک مشت اراجیف به هم ببافند و با سر هم کردن مسایلی که هیچ ربطی به هم دیگه نداره یه نتیجه بگیرن و بخوان به زور به خورد ملت بدن. نمونه اش این سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد که توسط بهمنی، رئیس بانک مرکزی نوشته شده. خوب حتا یه متخصص اقتصاد هم وقتی این نوشته رو می خونه ربط بحران اخیر حوزه یورو رو به عدم سیطره دلار و صادرات کشورهای قوی تر به ضعیف و اختلاف انگلیس با المان و فرانسه و… بر عدم تاثیرگذاری تحریم بانک کرکزی نمی فهمه چه برسه به عموم مردم.
اقای بهمنی می تونی با زبونی ساده و به دور از اسمون ریسمون بافتن کم اثر بودن تحریم بانک مرکزی بر اقتصاد ایران رو اینطوری توضیح بدی -البته اگه خودت بدونی و دوست داشته باشی توضیح بدی-؛
الان بیش از یک ساله که هیچ بانک بزرگ و معتبری به علت ریسک بالا در اثر تحریم -که بالاخره اتفاق افتاد- حاضر به انجام معامله با بانک مرکزی ایران نیست. اما در همین مدت هم ما بخشی عمده ای از درامد ناشی از فروش نفتمون رو از طرق دیگه وصول کردیم. روشش هم خیلی ساده است. بانک مرکزی به جای نگهداری حساب نزد بانک های بزرگ اروپایی و ژاپنی به سراغ بانک های درجه دو مالزیایی، ترکی، هندی و صرافی های کویت و قطر رفته و اون هم نه به صورت مستقیم بلکه غیرمستقیم. یعنی به جای اینکه این گردش مالی از طریق بانک مرکزی انجام بشه از طریق شبکه بانکی داخلی که تحریم نیست انجام میشه. حالا چرا امریکا نمی تونه جلوی فعالیت این بانک ها رو بگیره به دو علت؛ 1- چون این بانک ها سهامدار امریکایی ندارن (به علت کوچک و محلی بودن) و اینکه با بانک های امریکایی تماس زیادی ندارند پس خزانه داری امریکا کنترلی روی این بانک ها نداره. 2- روش گردش مالی از طریق شبکه رسمی و سیستم سوئیفت (که قابل ردگیری هست) نیست.
نتیجه اینکه ایران نفتش رو می فروشه، پولش رو دریافت می کنه و خریدهای اساسی اش رو هم انجام میده.
اما پاسخ به دو تا سوال؛ 1-ایا تحریم ها هیچ اثری بر اقتصاد ایران ندارن؟ چرا تاثیر دارن. اما این اثر اون چیزی نیست که اقتصاد ایران رو فلج کنه. صنایع بزرگ و کلیدی ممکنه نتونن مستقیمن از زیمنس و فیلیپس و میتسوبیشی و… برای نیروگاه ها و کارخانجاتشون خرید کنن اما با قیمتی بالاتر از دلال های تایلندی و اماراتی و هنگ کنگی خریدشون رو انجام میدن. پس یک اثر تحریم ها برای ما اینه که هزینه و زمان فعالیت های کلیدی رو بالا می بره (ولی متوقف نمی کنه) 2- پس اگه بانک مرکزی مشکل ارزی نداره این اشفتگی بازار ارز ایران از کجاست؟ مشکل اصلی بانک مرکزی در حال حاضر تهیه اسکناسه (دلار کاغذی) به علاوه نقل و انتقالات کوچک مسافران و دانشجویان امریکا و کانادا و اروپا و همچنین تقاضای سفته بازی که بازار رو اشفته کرده که البته مدیریت غلط و ناکارامد بانک مرکزی در یک سال و نیم اخیر این سیگنال رو به بازار داده که بانک مرکزی توان کنترل بازار رو نداره و در نهایت این اشفتگی رو بیشتر می کنه.

21 دسامبر 2011 at 15:06 ۱ دیدگاه


ابوذر نجمی؛

عاشق "فاطمه"، زندگی، دریا و طبیعت...

به صورت آکادمیک " اقتصاد" خوانده ام

و به صورت غیرآکادمیک همه چیز.

از گپ زدن لذت می برم به خصوص در حول و حوش سیاست و فلسفه.

کلمه

برای ناخدایی که مقصدی ندارد، همه بادها، باد مخالف است.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید