نوشته‌های دسته‌بندی شده در ‘حقوق و قانون’

قانون و مجازات سنگسار

اول از همه روشن کنم که مطالبی رو که با موضوع «حقوق و قانون»می نویسم به هیچ وجه مباحث کارشناسی شده این علوم نیست و من هم اصلن داعیه صحت کامل نوشته هام رو ندارم فقط از این جهت که یکی از دغدغه های ذهنی من بوده و هست به این موضوعات می پردازم پس پذیرای هر گونه نقد تخصصی در این زمینه هستم.
+سنگسار؛
هر از چند گاهی، از سوی فعالان حقوق بشر یا نهادهای بین المللی فریادی بلند می شه که باز هم یک نفر در استانه حکم سنگساره و بشتابید که جان انسانی دیگر با این حکم بی رحمانه در خطر است. گاهی این فشارها اثربخش است و گاهی نه.
در دوره ریاست اقای شاهرودی بر قوه قضائیه بخشنامه ای صادر شد مبنی بر جایگزینی سایر مجازات ها به جای سنگسار اما درست کمتر از یک ماه بعد از ان دو حکم سنگسار اجرا و بسیار خبرساز شد. حسن نیت بعضی مسئولان در این زمینه قابل درک است اما حتا کسی که کوچکترین اشنایی با قانون داشته باشد می داند که بخشنامه جایگزین قانون نخواهد شد. چرا که اگر اینطور بود کلیه قوانین و مقررات را رئیس قوه قضائیه تدوین می کرد و نیازی به مجلس و قانونگزاری نبود.
اقدام دیگر صورت گرفته در خصوص حذف این مجازات، حذف مجازات سنگسار از قانون توسط نمایندگان مجلس هشتم بوده است -که بنابر روایات شفاهی برای کاهش فشارهای بین المللی صورت گرفته است- اما این اقدام هم راه به جایی نخواهد برد چرا که این حذف باعث رجوع قضات به فقه اسلامی می شود -بنابر اصل 43 قانون اساسی- و طبق فقه اسلامی مجازات زنای محصنه سنگسار است. و این مجازات قابل حذف از شرع نیست.
انچه از ظاهر امر به نظر می رسد، تناقض بین مجازات طبق اصول اسلامی و نگاه به مجازات در دنیای امروز است. حتا نباید از نظر دور داشت که شاید بعضی قضات قلبن نسبت به صدور چنین احکامی اکراه داشته باشند اما موضوع قانون و مجازات، بحث سلیقه نیست و به عوامل چندگانه و پیچیده ای همچون فرهنگ، جغرافیا، دین، عرف و… بستگی دارد.
چیزی که برای من از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است احترام به جان و بدن انسان است. حتا اگر در جامعه ای حذف فیزیکی -مرگ- یک مجرم مد نظر است حداقل این کار به نحوی انجام گیرد که حرمت انسانی را مخدوش نکند.
روایتی از حضرت علی از دوران نوجوانی در خصوص مجازات زنی که خود به زنای محصنه اش اعتراف کرده بود به یاد می اورم. حضرت علی پس از شنیدن شرح روایت زن را ترغیب کرد که در موعدی دیگر بازگردد و اعتراف کند و پس از بازگشت زن و اعترافش دستور داد که پس از به دنیا اوردن بچه مجددن رجوع کند و پس از ان نیز به زن گفت که پس از دوران شیردهی رجوع کند و پس از ان نیز به زن گفت پس از پیدا کردن سرپرستی برای نوزاد رجوع کند. بعد از ان چون هیچ بهانه ای برای اجرای حکم نبود، به زن گفت که چون شاهدی ندارد تنها با سه بار اعتراف خودش حکم جاری می شود. پس به جای ان توبه کند شاید مورد عفو خدا قرار بگیرد. -البته من این روایت را شفاهی شنیدم و هیچ منبع مکتوبی از ان سراغ ندارم-
فکر می کنم در همه جوامعی که دچار تناقض در قانونگزاری هستند، نقش مجریان و قضات کمی پیچیده تر است و اتکا به انها می تواند در حفظ حرمت انسانی نقشی مهم ایفا کند. گرچه به خوبی می دانم که این اصلن راه درستی برای حل این مشکل نیست.

6 ژوئیه 2010 at 11:31 بیان دیدگاه


ابوذر نجمی؛

عاشق "فاطمه"، زندگی، دریا و طبیعت...

به صورت آکادمیک " اقتصاد" خوانده ام

و به صورت غیرآکادمیک همه چیز.

از گپ زدن لذت می برم به خصوص در حول و حوش سیاست و فلسفه.

کلمه

برای ناخدایی که مقصدی ندارد، همه بادها، باد مخالف است.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید