نوشتههای دستهبندی شده در ‘پساسرمایه داری’
ارتش و امنیت در نظام نو
بالاخره استکهلم هم هدف حملات تروریستی قرار گرفت. قلب منطقه آرامش و رفاه دنیا.
تمرکز قدرت نظامی در دست دولت مرکزی جهت حفظ دولت-ملت یکی از مولفه های دولت مدرن است. در دولت مدرن ارتش به عنوان نیرویی نظامی تعریف می شود که می بایست در مقابل هر نیروی نظامی خارجی و متخاصم که تهدیدی علیه تمامیت ارضی باشد وارد عمل شده و از امنیت دولت و شهروندان ان دولت حمایت کند. اما به نظر می رسد که با پایان قرن بیستم، ارتش دیگر کارایی خود را از دست داده باشد. چون دوره مقابله مستقیم دولت ها با یکدیگر به پایان خود نزدیک می شود. شاید بتوان جنگ بالکان را اخرین جنگ از نوع جنگ هایی که به صورت سنتی می شناسیم به حساب اورد. -جنگ افغانستان و عراق نمونه ای از جنگ های بینابین هستند-. پس از سپتامبر 2001، امنیت تعریفی جدید به خود گرفت و جالب انکه کشوری هدف قرار گرفت که تا به حال هیچ تجربه جنگی در خاک خود نداشت.
خیلی ساده؛ دیگر دوره جنگ مستقیم دولت ها و نیروهای نظامی به پایان رسیده و اکنون دوره جنگ گروه های شبه نظامی با اهداف ایدئولوژیک با دولت هاست. در واقع امروز اعلام حمله به یک کشور با حمایت گروه های تروریستی مخالف ان کشور اعلام می شود و حفظ امنیت هم تنها با نیروهای ضدتروریست تامین می شود.
امریکا برای در فشار گذاشتن ایران از سازمان مجاهدین و گروه جندالله حمایت می کند.
سازمان اطلاعاتی پاکستان -ISI- برای جنگ با هند از گروه های شبه نظامی جدایی طلب کشمیر استفاده می کند. -حملات مرزی هر از گاه، جز نمایشی بیش نیست-. در واقع میدان جنگ، دیگر خطوط مرزی نیست. جنگ رو در رو نیست. ترس از تجهیزات نظامی کشور رقیب نیست. ترس از فروش تجهیزات نظامی کشور رقیب به تروریست هاست.
قدرت نظامی ناتو شاید بتواند دولت طالبان در افغانستان را سرنگون کند اما نمی تواند حافظ جان شهروندان اسپانیایی و بریتانیایی باشد. ارتش امریکا می تواند در چند هفته دولت عراق را سرنگون کند اما نمی تواند حتا محافظ جان سربازان پیروزش باشد…
در این نظم نو تنها یک راه برای حفظ امنیت پایدار وجود دارد؛ مذاکره و توافق با دشمن رسمی.
در غیر این صورت دشمن رسمی تو با دشمن غیر رسمی ات مذاکره خواهد کرد و به توافق خواهد رسید.
امنیت در دنیای امروز
خیلی وقته که می خوام راجع به بحث امنیت چیزی بنویسم اما هر روز یک اتفاق تازه می افته که کلی مطلب تازه، به ذهنم سرازیر می کنه. توی این پست فقط مطالبی رو که چند وقته اخیر بهشون برخوردم و راجع بهشون فکر کردم به اشتراک میزارم و قبل از هر بحثی تاکید می کنم که هیچ جمع بندی ای راجع به موضوعات مطرح شده ندارم.
1- دیروز چهل هزار سند راجع به نحوه برخورد نیروهای امنیتی امریکا و عراق در ویکی لیکس منتشر شد. صرفنظر از اینکه، این بزرگترین درز اسناد محرمانه نظامی در طول تاریخه، حاشیه های جالب تری برای من داشت. اول اینکه یک کارشناس عالی رتبه نظامی بعد از دیدن این اسناد، در خصوص اینکه این اسناد، تا حد غیر قابل انتظاری در ثبت جزئیات دقیق هستند، اظهار تعجب کرده بود. فکر می کنم ذکر این نکته که اسامی بسیاری از اسیب دیدگان عراقی در این اسناد هست برای صحت این موضوع کافی باشه -کسانی که بعضی از اونها کمتر از یک روز در بازداشتگاه های امریکایی یا عراقی بودند-. دوم اینکه حجم این مطالب به قدری زیاده که به درد عامه مردم نمی خوره پس هدف انتشار دهندگان این سایت واقعن چیه؟ ایا تحت فشار قرار دادن قدرت حاکمه امریکا؟ ایا اصلن این جریان از درون امریکا هدایت می شه؟ چرا واکنش دموکرات ها با وجود مخالفت حمله به عراق اینقدر شدیده؟ -فقط چون الان نماینده رسمی ایالات متحده هستند-. چرا کمترین واکنش درون امریکا از طرف وزارت دفاعه به خصوص اینکه رابرت گیتس بعد از رامسفلد هدایت وزارت دفاع در دوران بوش رو هم به عهده داشته؟ ایا مردم حق دارند از «جزئیات هر چیزی» به خصوص در مورد مسائل امنیتی با خبر بشن؟ و ایا واقعن این به نفعشونه؟ …
2- انتشار ویروس استاکس نت واقعن من رو وحشت زده کرد. خصوصن اینکه دو ماه بعد از اینکه من اخبارش رو از بچه های کارشناس امنیت شبکه شنیدم، تازه خبرش رسانه ای شد. ساده شده مطلب اینه که چیزی وجود داره که وارد حوزه شما می شه و جزئیات عملکرد و کارکرد شما رو به جایی مخابره می کنه – اعم از اینکه این حوزه می تونه حوزه خصوصی، بنگاه اقتصادی، یک مرکز تحقیقاتی، یک مرکز نظامی و … باشه- شما از وجود این مزاحم باخبرید اما هیچ کاری نمی تونید بکنید. هر لحظه از زمان، این ویروس می تونه کنترل حوزه شما رو در اختیار بگیره. مثال می زنم؛ اگه این ویروس – یا چیزی شبیه این ویروس- وارد سیستم مخابراتی بشه می تونه همه ارتباطات و پیام ها رو به مرکزش مخابره کنه. اما این فقط بخش کوچکیه. این ویروس می تونه در هر لحظه از زمان کنترل مرکز مخابراتی رو در دست بگیره و شروع به مخابره پیام بکنه. هر پیامی و به هر کجا. می تونه کل ارتباطات رو قطع کنه و… اگر کنترل چنین ویروسی دست یک گروه تروریستی باشه و بتونن این ویروس رو توی رآکتورها، مراکز نظامی، نیروگاه ها و… انتشار بدن واقعن چه بلایی سر دنیا میاد.
3- توی بعضی از کشورهای افریقایی-مثل کنگو و کنیا- احتمال اینکه یک زن در روستا برای کارهای روزانه اش از خونه خارج بشه و بدون اینکه بهش تجاوز بشه به خونه اش برگرده کمتر از بیست درصده. شورشیان مخالف دولت از این روش به عنوان ابزاری برای مبارزه با دولت مرکزی استفاده می کنند. به بیان دیگه یک زن افریقایی به خاطر اینکه دو طرف یک دعوا نمی تونن با مذاکره قدرت رو بین خودشون تقسیم کنن، همیشه نگران تامین امنیت و تجاوز به خودشه. در حالی که دقیقن نمی دونه کجای این مجادله قدرت قرار داره.
من هم احساسی مثل اون زنان افریقایی دارم. یک طرف این دعوا گروه های ترورستی هستن که هیچ التزامی به هیچ نوعی از اخلاقیات ندارن و طرف دیگه دولت هایی که یا به دنبال حفظ امنیت خودشون هستند و اصولن امنیت شهروندان براشون اهمیتی نداره یا این که به قدری از دنیا پرتند که نمی دونن امروز امنیت مرزها و شهروندان رو تفنگ های سرپر تامین نمیکنه.
پساسرمایه داری؛ بخش اول
از امروز هر هفته بحث پساسرمایه داری را در شش یا هفت بخش ارائه می کنم. فقط تاکید کنم که در این بلاگ من حداکثر سعی ام را به کار می گیرم تا مطالب را کوتاه بیان کنم و این مطلب هم از این امر مستثنا نیست.

